![]() |
![]() |
|
|
دارم مي بينم... جمشيد را كه بر ديو خشكسالي پيروز شده و مي خندد وشايد خنده اش از زماني است كه كام مردم را شيرين كرد . هميشه اين موقع چشم به ماهي قرمز توي تنگ مي دوزم فكر كنم قشنگترین رقصش در این زمان است. فقط نبايد حواسم پرت شود يه لحظه است اگه نبيني مي گذره حتي يه سال خواستم ازش فيلم بگيرم اما اونقدر حيا داشت كه جلوي دوربين نرقصيد . واي شروع شد داره مي رقصه همه مي خندند و به هم تبريك مي گن صداي آهنگ هميشگي از تلويزيون پخش مي شه و من در انتظار يك سال ديگر مي مانم تا رقص ماهي و زمانه را با هم سال نو مبارک امیدوارم سالی پر از شادی و عشق برای همه شما دوستان عزیزم باشد . وقت سال تحویل من رو خیلی دعا کنید ....
همتون رو دوست دارم اگر کسی از من دلخوره ازش می خوام منو ببخشه ... ارزوی بهترین را برای شما دوستان عزیزم بخصوص ... امسال محمد عزیز با رفتنش دلمان را خالی کرد ... به او هم تبریک می گویم منزل نو مبارک ... پ.ن امسال سال سختی برای همه بود ... سه تا کار اساسی توی این سال کردم ... نمی دانم سال اینده چه می شود ؟!!!! چشمهایم را می بندم و ...هرچه باداباد.. جاری باشید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391ساعت 0:10 توسط رها |
|
|
گیرم از چشمانم فرار می کنی.. مرا از جلوی چشمانت حذف می کنی... قلبت را چه می کنی که بی من آرامت نمی گذارد .. بیا دستت را به دستم بده تا ارام گیری... قول می دهم با اولین بوسه جادویت کنم ...
پ.ن سلام خیلی وقته اینجا نبودم .دلم تنگ شده بود. نمی دونم از دوستانم کیا هستن کیا نه ؟ هر کی هست خودش حاضری بزنه ... جاری باشید |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم اسفند 1391ساعت 0:15 توسط رها |
|
|
دلتنگم از این دنیا ...
برایم قصه ای بگو ...
چقدر خواب خوبه وقتی دلخوشی به بیداری نباشه ...
پ.ن بالاخره فیلم گل یا پوچ هم به میز تدوین رسید... http://www.pana.ir/Pages/News-14331.aspx جاری باشید |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم آبان 1391ساعت 21:25 توسط رها |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 22:56 توسط رها |
|
|
دوستم داشته باش دوستم داشته باش
بادها دل تنگند دست ها بي هوده
چشم ها بي رنگند دوستم داشته باش
شهر ها مي لرزند برگ ها مي سوزند
ياد ها مي گندند باز شو تاپرواز
سبزباش از أواز أشتي كن با رنگ
عشق بازي با ساز دوستم داشته باش
سيب ها خشكيده ياس ها پوسيده
شير هم ترسيده دوستم داشته باش
عطر ها در راهند دوستت دارم ها
أه چه كوتاهند دوستت خواهم داشت
بيش تر از باران گرم تر از لبخند
داغ چون تابستان دوستت خواهم داشت
شاد تر خواهم شد ناب تر روشن تر
بارور خواهم شد دوستم داشته باش
برگ را باور كن أفتابي تر شو
باغ را از بر كن دوستم داشته باش
عطر ها در راهند دوستت دارم ها
أه چه كوتاهند خواب ديدم در خواب
أب أبي تر بود روز پر سوز نبود
زخم شرم أور بود خواب ديدم در تو
رود از تب مي سوخت نور گيسو مي بافت
باغچه گل مي دوخت دوستم داشته باش
عطر ها در راهند دوستت دارم ها
أه چه كوتاهند
(شهيار قنبری) ******************************************
همه باورهای دوست داشتنت را گران خریدارم .. اینبار پای قلب هایمان ایستاده ام ...
جاری باشید |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم آبان 1391ساعت 21:23 توسط رها |
|
|
در قفس داره باز می شه ...
از روزی که اسیر این قفس شدم خواب پرواز می دیدم ...
اماحالا من می ترسم نکند بالهایم طاقت پرواز نداشه باشد ...
جاری باشید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم آبان 1391ساعت 23:57 توسط رها |
|
|
وقتی پروانه از پیله بیرون میاد خیلی حس زیبائی داره ... کرمی که پروانه شده و رها توی دنیای بزرگ .. حس زایش ...
پ.ن رها شدن منم با درد است ...اما حس رهایی و پرواز قابل توصیف نیست .... جاری باشید |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم آبان 1391ساعت 23:14 توسط رها |
|
|
امروز وقتی اسمت امد قلبم هیچ تکانی نخورد ... ترسیدم تکانش دادم باز با فریاد اسم تو را آوردم ... اما باز صدای نداشت .. قلبم مرده بود ... حال عمری باید بر مزارش اشک بریزم ...
پ.ن وباز فیلم جدید این بار فیلم گل یا پوچ به کارگردانی حمید طالقانی .... راستی تو زندگی گل اوردید یا پوچ ؟؟ ۲. عجب از روزگاری دارم یه روز بخاطر یه دوست از خیلی چیزها می گذری شاید از خودت ... روزی می ره اول خودتو به اب و اتیش می زنی ازش خبر بگیری دلت براش تنگ می شه ... اما روزی دیگه حتی برات مهم نیست کجاست و داره چیکار می کنه ...حتی اسمش یادت می ره ...تولدش ... عجب!!! جاری باشید |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم شهریور 1391ساعت 18:40 توسط رها |
|
|
دلتنگم از این دنیا ...
برایم قصه ای بگو ...
چقدر خواب خوبه وقتی دلخوشی به بیداری نباشه ...
پ.ن یه وقتی فقط باید سکوت کرد ... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391ساعت 23:16 توسط رها |
|
|
عزیزم دور از چشم باد در گوش این کبوتران هزاران نغمه عاشقانه گفته ام ... بر لبهایشان بوسه زده ام تا پیش تو بیایند ... اینها امانتدار نفس های من هستند تا در تو بدمند ... باز بلند شوی و به زندگی من سلام دهی ... باز کن پنجره را کبوتران از راه دوری امده اند ....
پ.ن چه بلاگفا سوت وکور شده!!!! انگار همه رفته اند ... جاری باشید |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مرداد 1391ساعت 13:38 توسط رها |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
رها چون باد خوشا پر کشیدن ،
خوشا رهایی خوشا اگر نه رها زیستن ، مردن به رهایی |
| پیوندهای روزانه |
|
نرفتن بچه های معلول فردا به مسابقات چین نرگس های سوخته 2 نرگس های سوخته 1 بیائید آزاد باشیم ... آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
موضوعات مهم وبلاگ |
|
RSS
|