باز تکرار با تو بودن ...
تا كه اي بايد تكرار اين لحظه ها را شاهد باشم
و در اين درياي پهناور تكرار بدون هيچ جذر و مدي سرگردان باشم ؟
امشب باز نشسته ام در كنار شمع هاي تولد تو كه سالهاست با من اب مي شود و
مردنم را شاهد هستند در لحظه هاي كه هر سال تكرار مي شود .
بدون اينكه بيايئ و از اين عذاب مرا رها كني
امسال انقدر نا ارامم كه حتي تنها سفارش شده تو هم نتوانست مرا از اين حال بيرون بياورد
خودش مي داند تلاش بيهوده است مثل هميشه سكوت مي كند و از دور تنها شاهد آب شدن من و اين شمع ها است
تا سالي ديگر بگذرد و بالاخره تو به قولت عمل كني و من هم همراه اين شمع ها تا پايان بروم
مي دانم مرا مي بيني دل پر پر شده ام را ...
بي همزبان بودنم را ...
شاكي ام از تو كه من را در اين بيابان رها كردي
مي دوني چقدر سخته بار غصه ها را داشته باشي و كسي محرم نباشد تا با او حرف بزني؟
نه نمي دوني..
مي دوني چندين سال انتظاركشيدن چقدر زجر اور و كشنده است ؟
نه نمي دوني ..
مي دوني بي همدم بودن يعني چي؟
نه نمي دوني..
مي دوني اين همه ادم اطرافت باشد اما يكي تو را درك نكند ونفهمد چه مي گوئي يعني چه؟
نه نمي دوني..
مي دوني كنار كيك و شمع تولد كسي بودن كه هيچ وقت برنمي گرددتا شمع هايش را فوت كند يعني چه ؟
نه تو هيچي نمي دوني ..
چرا بايد هر سال با چشمان اشك بار به جاي تو شمع ها را فوت كنم و لبخند بزنم بگم
عزيزم تولد مبارك ..
تا كه اي ؟
دلم داره مي تركه اين بغض داره منو خفه مي كني
مي دوني امشب ديوونه ام مي دوني جواب اين دل بهونه گير را نمي تونم بدم
خودت برديش ديوونه اش كردي ديگه بدرد من نمي خوره سركش شده ياغي شده
فقط دنبال بهونه است كه مثل كبوترهاي كه جلد يكي مي شن برگرده پيش تو..
بدرد هيچ كس ديگه نمي خورده ..
وقتي مي بيني بالهايم زخمي است اينقدر اوج نگير ..
وقتي مي بيني رفيقا با من چه كردند ... تنهام نذار .
بيا عزيزم شمع ها اماده است
تولدت مبارك اي همه نفسم
دوستت دارم بيشتر از هميشه

عکست هنوز رو طاقچمه
انگار باهام حرف میزنه
اما نمیدونه دارم
ازغصه دیوونه میشم
خدا کنه صدای من
صدای گریه های من
یه روز به گوشت برسه
بهت بگه دیگه بسه
پرنده جون بیا خونت
بیا توی آشیونت
جفتت هنوز منتظره
چشماش همیشه به در
چشماش هميشه به دره............................... 

جاري باشيد
رها چون باد خوشا پر کشیدن ،