آتش هوس 3
نغمه هایت را شنیدم ...
صدایت ارام بخش جانم شده ...
چون مسکنی برای دردهایم ...
اماهمه مسکن ها اعتیاد اورند چون گذشته ...
آرام بنوازم من مست صدای تو شدم ...

- سلام خانم جان
- سلام خوش اومدی پسرم .
- شما یه چیزی بگید این بخیل که حرف نمی زنه . برای چی لباس خریده ؟
- والا ، منم نمی دونم گرا از این ولخرجیا کرده از ش بعیده ........
در حالی که گوشم را می خواراندم گفتم:
- ای بابا حالا بیا و خوبی کن . اصلا می رم پس می دم تا خیالتان راحت شود .
- نه عزیزم ، شوخی کردم . خوب کاری کردی . جوانی به سن و سال تو خوب است
اراسته باشه .
محمود لبخند شیطنت امیزی زد و گفت:
- خانم جان از این موضوع ساده نگذرید . فکر کنم زن می خواد........
چائی به گلویم پرید . محمود چند تا مشت محکم به پشتم کوبید .
- نگفتم خانم جان اسمش هم امد هول شد .
گلویم را صاف کردم
- غلط کردی من که مثل تو حسرت به دل نیستم . من غلط می کنم خودم رو گرفتار کنم .
اما یه پشنهاد تو بگیر اگه خوب بود منم می گیرم .
- خیلی خوش بحالت می شه من بشم موش ازمایشگاهیت ؟نخیر.
- پس حرف زیادی نزن بذار به زندگیمون برسیم .
مادر با حنده از اتاق بیرون رفت .
- حالا جون من راستشو بگو
- بابا از فردا باید برم بالای شهر خانه یه تاجر معروف به دخترش زبان یاد بدم .
حالا مسئول اموزشگاه گیر داده که باید با لباس مناسب بری حالا دست از
سر کچل ما برمی داری یا نه ؟
- پس از فردا با خانمهای محترم ملاقات می کنی . خدا شانس بده ..........
- حالا بیاو حقیقت بگو دیگه ول کن نیست .
- اومده بودم یه خبر بدم ......
- چه خبری؟
- منو و چند تا از بچه ها می خوایم بریم شمال البته حالا نه تابستون می خوام
ببینم تو هم میای یا نه؟
- حالا کو تا تابستون ؟
- حالا کاراتا درست کن .
- باشه حالا تا اون روز اما دیگه هم جلوی خانم جان از این حرفا نزن دلخور می شما
خندید و در حالی که دست در موهایش می کشید
- باشه بابا توام .....
- اگه این زبونم نداشتی
از جا بلند شد .
- خوب من برم باید نون بگیرم و گرنه خودت که می دونی چی می شه ؟
از مادر خداحافظی کرد دم در رویش را برگرداند
- راستی مبارک باشه خیلی بهت میاد مواظب باش فردا تلفات ندی ....
- جون تو جونت کنند ادم نمی شی
- خوب خداحافظ برم
رفت . برگشتم توی اتاق مادر تازه سفره را پهن کرده بود .
- چرا نموند؟
- اون که تعارف نداره هر وقت بخواد می مونه .
- باور کن مثل تو دوستش دارم . هر وقت زنگ در رو می زنند می دونم خودشه
ماشاء الله همیشه هم شادو شنگول به خدا بیامرز مادرش رفته باباش که همیشه عنقه .....
- محمود چاخانه چیکارش میشه کرد .
- تونمی خوای لباستو عوض کنی؟
خندیدم.
ادامه دارد
رها چون باد خوشا پر کشیدن ،